هِزاراَفسان کجاست؟ [پژوهش]‏؛ پاره‌ی دوُمِ ریشه‌یابیِ درختِ کُهَن

هِزاراَفسان کجاست؟ [پژوهش]‏؛ پاره‌ی دوُمِ ریشه‌یابیِ درختِ کُهَن[EPUB] ✿ هِزاراَفسان کجاست؟ [پژوهش]‏؛ پاره‌ی دوُمِ ریشه‌یابیِ درختِ کُهَن ❄ بهرام بیضایی – Jobs-in-kingston.co.uk شرح تصویر روی جلد:‏
فریدون ضحّاک را می‌افکَنَد؛ شَهرناز و اَرنواز می‌نگرند‏
شاهنامه‌ی شاه‌ تهماسبی تب [پژوهش]‏؛ پاره‌ی PDF/EPUB é شرح تصویر روی جلد:‏فریدون ضحّاک را می‌افکَنَد؛ شَهرناز و اَرنواز می‌نگرند‏شاهنامه‌ی شاه‌ تهماسبی تبریز [آغاز ِ حدودِ ۹۰۴ هـ۱۵۲۵م]‏نقاش: سلطان محمد. جدا از این‌که بیضایی قصد دارد در فصل‌های ابتدایی، ریشه‌های ایرانی «هزار و یک شب» را بیابد و اثبات کند، آن‌چه محور کتاب «هزار افسان کجاست؟» را تشکیل می‌دهد شهرزاد و خواهر اوست. در کنار این دو، ضحّاک نیز نقش برجسته‌ای دارد و به تفصیل مورد بررسی قرار می‌گیرد.
شاید پیش‌نیاز مطالعه‌ی این کتاب، آگاهی و اشراف نسبت به مضمون هزار و یک شب باشد تا خواننده دچار سردرگمی نشود. اما کم‌تر اتفاق می‌افتد که علم خواننده با بهرام بیضایی برابری کند. نتیجه‌ای که او در جستجو و کشف و شهودش در آثار تاریخی و متون کهن به دست می‌دهد شگفت‌انگیز است. وقتی رشته‌های ناپیدای میان شاهنامه و هزارویک شب را بر خواننده عیان می‌کند، نمی‌شود غافلگیر نشد. بیضایی به مقایسه مضمون‌ها نیز دست می‌زند و پای آیین‌های باستانی و دینی را هم وسط می‌کشد. به گمان من این کتاب حجیم (از منظر محتوا) خواننده را با بخش بزرگی از اطلاعات پراکنده‌ای مواجه می‌کند که محال است خودش در یک عمر مطالعه به دست آورد و حالا بیضایی همه‌شان را یک‌جا گرد هم آورده. دست مریزاد آقای بیضایی.

Hezar Afsan Kojast? = Where is Hezar Afsan? (2012), Bahram Beyzai (Beyzaie)
Bahrām Beyzāie (born 26 December 1938) is a critically and popularly acclaimed filmmaker, playwright, theatre director, screenwriter, film editor, and ostād (master) of Persian letters, arts and Iranian studies.
Bahram Beyzaie’s recent monograph on the 1001 Nights—Hezar Afsan Kojast? (Where is Hezar Afsan?) (2012) is a groundbreaking body of research in the Nights’ scholarship in Persian literature. Trying to find the answer to the title question, he traces every reference to the frame tale of the Nights since its creation and follows it down to the mythological beliefs and stories of the Indo-Iranian race. The work seems to be a response to, what Beyzaie considers, the European and Arab scholars’ intentional ignorance of Persian origins of the Nights, and attempts to bring a ‘national heritage’ back to the Iranian literature, art and culture. It also reveals a new development in the employment of the nationalist discourse in Beyzaie’s oeuvres. While in his plays and other research books, since the beginning of his career, Beyzaie uses such dominant sociopolitical discourses as the nationalist/nativist discourse, the socialist discourse, and romantic nationalism, in the recent text, he draws upon a postcolonial discourse to blame not only the Arabs but also the Western Arabists who, he believes, have overlooked the Iranian roots of the 1001 Nights. In this paper, I will discuss in brief different dominant nationalist discourses in Beyzaie’s works, the context of Beyzaie’s encounter with the Nights, and then elaborate on the postcolonial discourse in Hezar Afsan Kojast?
عنوان: هزار افسان کجاست؟ پاره دوم ریشه یابی درخت کهن؛ نویسنده: بهرام بیضائی؛ تهران، روشنگران و مطالعات زنان؛ 1385؛ در 169 ص؛ شابک: 9648564574؛ چاپ دیگر: 1390؛ در 520 ص؛ چاپ سوم 1393؛ شابک: 9789641940593؛ در 520 ص؛ موضوع: پژوهش در افسانه های ایرانی - سده 21 م
هزارافسان کجاست؟ پرواژه ترین کتابِ پژوهشی منتشر شدهٔ چناب: بهرام بیضایی، تا هنگامِ چاپ در بهار سال 1391 هجری خورشیدی است، که به ریشه‌ یابیِ داستان بنیادین هزارویک شب می‌پردازد. این کتاب جلدِ دوّمِ کتابِ ریشه‌ یابی درخت کهن به‌ شمار می‌رود. نقل از متن: «کتابْ سالِ 1384 هجری خورشیدی اندکی پس از ریشه‌ یابی درخت کهن و نمایشِ شب هزارویکم نگاشته شد. و سرانجام در بهار سال 1391 هجری خورشیدی با پروانهٔ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به صورت مصوّرِ رنگی با نگاره‌ ای از شاهنامه طهماسبی بر جلد چاپ شد، و در خانهٔ هنرمندان رونما شد.»؛ پایان نقل. کتاب پاره ی دوّم کتاب کوچک‌تری با عنوان: «ریشه‌ یابی درخت کهن» از همین نویسنده است و حاوی جستارهای جناب بیضایی در همانندی‌های داستان بنیادین هزارویک شب با داستان جم و ضحّاک در شاهنامه است
فهرست مندرجات: پیش‌خوانی؛ آیا هزارافسان خیالات است؟؛ چشم‌ها را باید شُست!؛ شَهرزاد و دین‌آزاد از کُجا می‌آیند؟؛ گُذر در زمان؛ سخنِ رهایی‌بخش؛ درختِ سخنگو؛ سرانجامِ اسطوره؛ پِی‌آوَردها: «زنِ بلاگردان؛ اژدهاکشی گرشسب؛ اژدهای شورشی»؛ پیوست‌ها: «ترانه‌ ی دو خاتون؛ جن و پری؛ سرود نیایش سخن»؛ «نگاره‌ها»؛ «فهرست اعلام»؛ ا. شربیانی تنها مشکل من عدم انسجام کتاب بود و پراکندگی. در مقایسه با کتاب های صرفا اسطوره ای اطلاعات بسیار بیشتر و البته جالب تری دارد که باعث می شود غصه بخورم دسترسی به اساطیر ایران باستان اینقدر مشکل است، و این که درگیری با حاشیه های نوشتن و پژوهش در ایران باعث شده بیضایی و امثال او نتوانند حتی بیش تر این ها بنویسند هرچند همین هم مایه ی حیرت است. ما را نمی دانم اما من از گرسنگی اساطیری رنج می برم و باید با همین چند کتاب و اطلاعات عموما پراکنده خود را فعلا سیر نگه دارم کتاب بیضایی – همچون قصه‌های هزارافسان – پر است از فکر نو و سخن رهایی‌بخش. رهایی‌بخشی سخن بیضایی در همین امیدی است که برمی‌انگیزد با نشان دادن و گشودن این‌همه راه نو در اسطوره‌ها و در قصه‌ها که تا امروز ما رسیده‌اند. کتاب بیضایی می‌خواهد خواننده‌اش را شهرزاد کند؛ همین که هر خواننده یکی از راه‌های گشوده‌ی بیضایی را بگیرد و برود تا خودش قصه‌گوی راه تازه باشد [یادتان هست آن دیوار را که رویش نوشته بود: این خـــط را بگیر و بیا ــــــــــــــــــــــ ] یعنی امیدی نو، یعنی شهرزادی دیگر. ریشه یابی مفصل و باحوصله‌ی داستان بنیادین هزار و یک شب که بهرام بیضایی اصل آن را از هزارافسان ایرانی می‌داند و افزون بر خرده اشارات تاریخی به هزارافسان با تاکید بر ایرانی بودن داستان بنیادین هزارویک شب (و نه لزوما تمامی داستان‌های نقل شده در کتاب) برای اثبات این ادعا رد داستان بنیادین کتاب را از اسطوره‌های باستانی هندوایرانی تا نشانه‌های باقی مانده در روزگار کنون می‌گیرد.
من خیلی از خوندن این کتاب لذت بردم و دلیلش هم این بود که همه چیز خیلی دقیق و باحوصله بیان شده بود و هرجا که نیاز به ارجاع به منابع دیگه‌ای بود به قدر کفایت از اون‌ها در پانویس یا متن اصلی گفته شده بود.
هرچند که حس میهن‌دوستی بیضایی در اصل این کتاب مشخصه ولی این میهن‌دوستی به هیچ رو رنگ میهن‌پرستی به خودش نمی‌گیره. کتابی است درباره ی داستان بنیادین هزارافسان یا هزار و یک شب ( و یا به نادرست، شب های عربی).
نویسنده در ابتدا به طول و تفصیل به اصالت ایرانی داستان می پردازد و نشان می دهد که «هزار افسان» به صورت کتاب (به زبان پهلوی) در ایران نگاشته شده و بعدها در طول زمان از بین رفته است. به تندی از «شب های عربی» خواندن این کتاب از طرف غربیان انتقاد می کند و در ادامه به داستان بنیادین و شخصیت هایش (به خصوص شهرزاد و دین آزاد) که ریشه در اساطیر باستانی ایران دارند می پردازد.
کتاب پر است از اطلاعات پراکنده درباره ی اسطوره ها و تاریخ اساطیری ایران. همچنین نوشتار زیبای آقای بیضایی با انبوهی از واژه های ایرانی اش بسیار به دل می نشیند! ایده‌های نو و ادعاهای خلاقانه‌ای دارد، اما آنگونه که باید و شاید از استحکامات زبان‌شناسانه و علمی برای ادعاها برخوردار نیست. در مواجهه با منابع عموما انتقادی برخورد کرده است اما آنجا که یک کتاب بی ارزش و غیر علمی همانند نوشته های فریدون جنیدی موافق سخن و نتیجه ی وی سخن گفته، خبری از این دقت و نکته سنجی نیست. بصورت کلی بیضایی از منظر افسانه شناسی و اسطوره شناسی و مردم شناسی موفق عمل کرده اما از منظر برخی ادعاها که در حیطه زبانشناسی و باستانشاسی قرار میگیرند، کتاب را معتبر نیافتم. این کتاب، پژوهشی است که نویسنده در آن تلاش دارد تا با بازخوانی هزار و یکشب و تطبیق آن با آنچه که از هزار افسان بازمانده است نشان دهد که داستان های هزار و یکشب، که ریشه ای کاملن ایرانی دارد. ‏
آنچه در مقدمه این کتاب خواندم، همانگونه که برای من راهگشا بود، تصور می کنم برای بسیاری هم راهگشا خواهد بود. بیضایی می نویسد که با نوشتن این کتاب نه می خواهد بگوید که ایران، مرکز عالم است و نه آن که داشته های فرهنگی ایران را نادیده بگیرد. باعث تاسف است که گروهی داشته های هنری و فرهنگی ایران را نادیده می گیرند و یا به نام این و آن می بخشند. ‏
روش پژوهش بیضایی بسیار نزدیک به روش زمینه ای1 است. ‏
خواندن این کتاب هم می تواند برای علاقمندان به فرهنگ و تاریخ ایران جذاب باشد و هم برای علاقمندان به نقد ادبی. از دید من، مهمتر از مضمون کتاب، روش پژوهش بهرام بیضایی است
----------------
1. Grounded Theory
بیضایی در زمینه ی ادبیات نمایشی ما اثر گذارترین قلم در پنج دهه ی اخیر بوده است. بیضایی سنت نمایشی ما را هم خوب می شناسد. خواندن بیضایی را، بهررو توصیه می کنم.

https://www.goodreads.com/author_blog
مثل همه‌ی انتخاب‌های بیضایی عالی و قابل استفاده بود اما جسته‌گریخته لغزش‌هایی به این کتاب راه یافته بود که برایم غریب بود از بیضایی بزرگ چنین خطاهایی سربزند