یک مهمانی یک رقص

یک مهمانی یک رقص➹ [Read] ➵ یک مهمانی یک رقص By Isaac Bashevis Singer ➼ – Jobs-in-kingston.co.uk Popular Books, یک مهمانی یک رقص by Isaac Bashevis Singer This is very good and becomes the main topic to read, the readers are very takjup and always take inspiration from the contents of Popular books, یک مهمانی یک رقص by Isaac Bashevis Singer This is very good and becomes the main topic to read, the readers are very takjup and always take inspiration from the contents of the book یک مهمانی یک رقص, essay by Isaac Bashevis Singer Is now on our website and you can download it by register what are you waiting for? Please read یک مهمانی PDF/EPUB ² and make a refission for you. خیلی قبل تر از این که بدونم سینگر برنده ی نوبل شده ، این کتاب مجموعه داستانه و نه رمان یا قبل از داشتن کمترین اطلاعاتی راجع به محتوای کتاب ، عاشق عنوان اثر شده بودم . یک مهمانی ، یک رقص قشنگ نیست و لطیف ؟ تا این که در گشت و گذاری کوتاه در کتابخانه عمومی بهش برخوردم و فرصت رو غنیمت شمردم . کتاب یازده داستان منتخب از سینگر با یه ترجمه ی خوبه . داستان ها جذابند. حوصله سر بر نیستند. به دور از روده درازی و اطناب ، جایی که باید به پایان می رسند و اثری درخور روی خواننده می گذارند. هرچند همه ی داستان ها از یهودیان ییدیش زبان اروپای شرقی صحبت می کنند اما مذهب و زبان خاص کاراکترها باعث نشده تا رخدادها سیری عجیب و غیرعادی داشته باشند. همون آدم های همیشگی ، همون اتفاقات ممکن برای من و شما

قدرت سینگر در چنین قصه گویی ستودنیه
مگر یک دختر از زندگی چه نصیبی می برد؟ هیچ چیز. فقط یک مهمانی. یک رقص داستان های کتاب ظرافت و لطافت خاصی داشتند
اوایل روی کلمه و زبان ییدش،قوم یهود
و آیین‌ها و مراسم آن‌ها تاکید زیادی می‌شد
ولی طنز و تخیل دلنشینی که داستان ها داشتند
جالب بود.
داستان های
پدربزرگ و نوه، دوست کافکا، کافه تریا، گوساله بی‌تاب
و گیمپل ابله را بیشتر از بقیه دوست داشتم. كتاب دوست داشتنى اى بود. جمله بندى هاشو خيلى دوست داشتم. كافه تريا و دوست كافكا داستان هاى مورد علاقه م بودند. در واقع 4.5
از بهترین مجموعه‌داستان‌هایی که خونده‌م
یک مهمانی یک رقص مجموعه ای است از 11 داستان . دنیای داستان های سینگر , دنیای یهودیان اروپای شرقی است – دنیایی بسیار غنی و در عین حال بسیار فقیر , عجیب و غریب و در عین حال آشنا با همه ی تجربه های بشری . این دنیا اکنون از میان رفته . از ریشه در آمده و خاک شده . ولی در نوشته های سینگر , در رویاهای او جان می گیرد , روشن و آزاد از توهم . در این داستان ها واقعیت و خیال تغیر شکل می دهند . قدرت الهام به یادماندنی سینگر مهر واقعیت را بر خود دارد .
آشناشدن با آيزاك باشويس سينگر براى من كشف دلپذيرى بود. يكى دو سال پيش، وقتى فروشندهء نشر چشمه يك مهمانى، يك رقص را براى خواندن پيشنهاد كرد و ازنويسندهء امريكايى اش گفت كه به ييديش مينوشته و در سال ١٩٧٨ نوبل ادبيات هم برده، از اينكه تا بحال اسمش هم به گوشم نخورده بود تعجب كردم. البته نه اينكه گوش من بهترين معيار و سنجهء اسامى نويسندگان درخور باشد، ولى همينكه از آقاى سينگرى كه كم كار هم نبوده و ده ها رمان و مجموعه داستان كوتاه منتشر كرده، همين يك منتخب آثار در ايران چاپ شده ( تا جايى كه من ميدانم)، نشانهء خوبى از ناشناختگى او در ميان خوانندگان وطنى است (خوانندگان وطنى؟!).
يازده داستان اين كتاب از ميان چهل و هفت داستانى كه تحت عنوان مجموعه داستانهاى آيزاك باشويس سينگر در سال ١٩٨٢ منتشر شده، انتخاب شده است. از نظر من مترجم كتاب، خانم حقيقى، كار قابل احترامى انجام داده اند. نه فقط بخاطر فارسى روان و شيواى اثر، بلكه به دليل پژوهش و تحقيقى كه مشخص است دركار ترجمه اين داستانها صرف شده. (البته جايى به روشنى قيد نشده كه متن ازچه زبانى به فارسى برگردانده شده.)
خط داستانى سر راست و آسان خوان، طنزى به غايت هوشمندانه، نگاهى ظريف به پيچيدگى هاى عاطفى و رفتارى آدم هاى داستان و بالاخره آميختگى جذاب بين نقل اتفاقات روزمره يا خاطرات كودكى با رمز و رازى كه به روايتها گاهى رنگ و بويى اساطيرى ميدهد، وجوهى او سبك كار آقاى سينگر هستند كه در كنار هم به آفرينش داستانهايى مى انجامند كه هم به شدت سرگرم كننده اند و هم به خواننده آگاهى ميدهند و به تفكر وادارش ميكنند.
من كه قطعا با خواندن اين داستانها به تعقيب ديگر كارهاى نويسنده راغب شدم و اين مرهون كار خوب خانم حقيقى و انتشارات نيلوفر و البته فروشنده نشرچشمه است! سینگر حتا در مراسم نوبل هم این حرفش را رها نمی‌کند که ادبیات اول از همه باید سرگرم‌کننده باشد؛ اما خودش کسالت‌آور و بی‌معنی‌ترین داستان‌های عالم را نوشته‌. تقلید نازلی از شخصیت‌های لوزر داستایوفسکی. آدم حقیقتا دلش می‌سوزد به حال نویسندگانی که سعی می‌کنند بامزه باشند، ولی مضحک جلوه می‌کنند.
چاپ اول کتاب مربوط به ۱۵ سال پیش است؛ یعنی زمانی که احتمالا مژده دقیقی هنوز تجربه‌ی غنی انتخاب داستانِ فعلی‌اش را نداشته بود. !بهتـر اسـت تـمام عـمر ابـله باشـید تا آنکـه یک سـاعـت شـیطان باشـید
-----

در واقـع، این هـمان مشـکلی بود که کافـکا موقـع نوشـتن داشـت: هـمه عـیب و ایـرادها را می دیـد، چـه مـال خـودش و چـه مـال آدم های دیـگر را

بیشـتر ادبـیـات را آدم هـای مـعـمـولی و ناشـی مثـل زولا و دانونتسیو تولـید می کننـد من از این مجموعه داستان خیلی تعریف شنیده بودم، ولی خودم اصلا دوستش نداشتم، خوندنش برام خیلی کسالت آور بود. اصلاً مدل من نبود.