فرهنگ افسانه های مردم ایران جلد دوازدهم حروف گ ل

فرهنگ افسانه های مردم ایران جلد دوازدهم حروف گ ل❰Read❯ ➵ فرهنگ افسانه های مردم ایران جلد دوازدهم حروف گ ل Author علی‌اشرف درویشیان – Jobs-in-kingston.co.uk Amazing Book, فرهنگ افسانه های مردم ایران جلد دوازدهم حروف گ ل By علی‌اشرف درویشیان This is very good and becomes the main topic to read, the re Amazing Book, فرهنگ افسانه های مردم های مردم Epub Ù ایران جلد دوازدهم حروف گ ل By علی‌اشرف درویشیان This is very good and becomes the main topic to read, the readers are very takjup and always take inspiration from the contents of the book فرهنگ افسانه های مردم ایران فرهنگ افسانه ePUB ô جلد دوازدهم حروف گ ل, essay by علی‌اشرف درویشیان Is now on our website and you can download it by register what are you waiting for? Please read and make a refission for you. یک گرگ گرسنه داشت پی شکار می گشت، رسید به یه گوسفند. گفت: ببین گوسفند، خیلی گشنمه میخام بخورمت. گوسفند گفت باشه، اما من یه رقص حسابی بلدم. تماشا کن بعد منو بخور. اینو گفت و شروع کرد به جست و خیز، اینور رفت، آنور رفت و بهو زد بچاک. گرگ همانجور تشنه و گشنه رفت و رفت و رفت. تا رسید به یک بزی، گفت: ببین بزی، خیلی گشنمه میخام بخورمت. بز گفت: باشه، اما با من یکی که سیر نمیشی، رفیقام پشت این کوهند، بذار برم اونارو هم صدا کنم. گرگ قبول کرد. بزه رفت بالای کوه و از اونور سرازیر شد و رفت پی کارش. گرگه که دید از بزه خبری نشد، راه افتاد و رفت تا نزدیک شهر، رسید به یه اسبی که زیر یه درخت خوابیده بود. رفت جلو و به اسب گفت: ببین اسب، خیلی گشنمه. دیگه تورو حتما باید بخورم. اسبه گفت: باشه، اما زیر پای من یه قبضه، اول اونو بخون، بعد منو بخور. چونکه ممکنه به دردت بخوره. گرگه قبول کرد. اونوقت اسبه پاشو بلند کرد و گرگه سرشو پایین آورد، که قبض رو بخونه، اسبه همچین لقد زد تو پوزه اش که همه ی دندوناش ریخت تو شکمش. گرگه زاری کنون راه افتاد و زیر لب اینطور زمزمه میکرد که: وقتی یه گوسفندی دیدی، بگیر بخورش دیگه، رقص و مقص میخای چیکار، مطربی یا خواننده؟ وقتی یه بزی دیدی بخورش تا نمیری، دو تا سه تاشو میخای چیکار؟ مالداری یا چوپون ده؟ وقتی دیدی یه است هَس، بگیر بخورش بشو مست. قبض و برات میخای چیکار؟ ملایی یا طلبه؟
ص 149 جلد دوازدهم